على دوانى

41

سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )

عباراتى روان و رسا ، تشريح كند . . . « 4 » قدرت قلمى وى كمتر اتفاق افتاده است كه يك دانشمند دينى ، هم سرآمد شاعران عصر ، بلكه بزرگترين شعراى پيش از خود ، و هم تواناترين نويسنده چيره دست باشد ، ولى سيد رضى چنين بوده است . زيرا او در سايهء تسلط بر قواعد و دستور زبان مادرى خود يعنى ادبيات عربى ، در صرف و نحو و معانى و لغت اين زبان به حد نهائى رسيده بود . او اين علوم را از استادان بزرگ عصر خود كه هر كدام بعدها از علماى مشهور اين علوم به شمار آمده‌اند ، مانند ، سيرافى ، و ابن جنّى ، ابن نباته ، مرزبانى و غيره فرا گرفت . علاوه سيد رضى از ذوقى سرشار برخوردار بوده . قريحه سيّال شاعرى او چنان بود كه از سن نه سالگى شعر گفته و شعر او در اين سن و سال هم اكنون باقى است و باعث اعجاب شعراى بزرگ و استادان ادبيات عرب است . بنا بر اين چنان كه از كتابهاى او ، و از جمله از مقدمه كوتاهش بر نهج البلاغه ، و توضيحاتى كه در ذيل خطبه‌هاى امير المؤمنين مىدهد ، پيداست ، وى يك نويسندهء زبردست و كار كشته بوده است . گذشته از تأليفاتى كه در علوم و فنون مختلف داشته و همه را با قلمى محكم و فكرى پخته و سنجيده به رشته تحرير آورده است ، رسائل و نامه‌هاى او را در سه جلد جمع آورى كرده‌اند ، كه متأسفانه در دست تطاول ايام از ميان رفته است . قدرت سيد رضى در نويسندگى مديون علوم بسيار و ذوق خداداد شعرى و ابتكارات او بوده است . دكتر زكى مبارك كه خود نويسنده‌اى چيره دست و مؤلفى پر قدرت است ، مىنويسد : « بدون گفتگو سيد رضى ، يك نويسنده است ، ولى روش او در اسلوب كار ، روش علمى است نه فنى ، و لو در بعضى موارد نوشته‌هايش جنبه فنى به خود گرفته است « 5 » . » وقتى شعر سيد رضى را پشت سر نهاده و باز مىگرديم به نثر و نوشته‌هاى او ، مىبينيم كه او شخص ديگرى است . مىبينيم دانشمندى است كه نوشته‌هاى علمى وى گواهى مىدهد كه از

--> ( 4 ) - عبقرية الشريف الرضى - ج 1 ص 206 تا 207 . ( 5 ) - عبقرية الشريف الرضى - ج 1 ص 204 .